ابن الأثير ( مترجم : خليلى / حالت )
247
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي )
صد و چهل درگذشت و گفته شد كه ابو كاليجار كسى را گماشت كه او را بكشد ، سن او پنجاه و يك سال بود . وزير ذى السعادات را نامههائى نيكو و شعرى خوب هست از جمله سرودههاى اوست كه گويد : اودعكم و اننى ذو التئاب * و ارحل عنكم و القلب آبى و ان فراقكم فى كل حال * لاوجع من مفارقت الشباب اسير و ما ذممت لكم جوارا * و لا ملت منازلكم ركابى و اشكر كلما اوطنت دارا * لياليئا القصار بلا اجتناب و اذكركم اذا هبت جنوب * فتذكرنى غرارات التصابى لكم منى المودة فى اغتراب * و انتم الف نفسى فى اقترابى و اما مفاد اين ابيات به فارسى چنين است : بدرود كنم شما را در حالى كه دل گرفتهام و از شما بدور ميشوم و دلم مشتاق بشماست . و دورى از شما در هر حال دردناكتر از گذشت دوران جوانى است . من رفتم و همسايگى شما را نكوهش نكردم و ركاب من زاد و بوم شما را به زير نگرفت و بهر سرائى كه فرود آمده ، متوطن شدم سپاس داشتم ، شبهاى ما بطور اجتناب ناپذير كوتاهست و هر گاه كه نسيمى از سوى جنوب بوزد ياد از شما ميكنم و مرا متذكر روزگاران خوش دوران صباوت مينمايد ، در دورى از شما مهر و مودتى در دل دارم و شما مرا به نزديكى به خود الفت بخشيديد . چون ذو السعادات دستگير شد ، ابو كاليجار ، كمال الملك ابى المعالى بن عبد الرحيم را بوزارت منصوب كرد . در اين سال ابو القاسم عبد الواحد بن محمد بن يحيى بن ايوب معروف به المطرز شاعر درگذشت و او را شعرى نيكوست و از گفتههاى او در زهد اين ابيات است : يا عبد كم لك من ذنب و معصية * ان كنت ناسيها فاللّه احصاها لابد يا عبد من يوم تقوم به * و وقفة لك يدمى القلب ذكراها اذا عرضت على قلبى تذكرها * و ساء ظنى فقلت استغفر اللّها